قره بلاغ هشترود
gharebolagh 
قالب وبلاگ

از چند وقت پیش تحقیق راجع به پیشینه مردمان قره بلاغ و دانستن تاریخ آن را بنا به پرسش هایی که برای شناخت هویت برای هر فردی ممکن است پیش بیاید ، مطالعات خود را آغاز نمودم . از مطالعات کتابخانه ای و اینترنتی شروع کردم و در این راه از پژوهش های محققان مطلع مانند دکتر ریچارد تاپر ، دکتر فیروز منصوری ، احد علامی ، دکتر مینورسکی ، دکتر ایوانف ، پروفسور فاروق سومر و شرفنامه بدلیسی و ... که هر کدام از آنها در این راه تحقیق ها کرده اند ، استفاده نمودم . ضمناً با سر زدن به دانشگاه تبریز و دیدار با استادان تاریخ ، از نظرات آنها راجع به تاریخ منطقه هشترود و طوایف ساکن در آن اطلاعات خوبی را بدست آوردم . سپس شروع به مطالعات میدانی کردم و به چند روستای همسایه خودمان و چند روستای حوالی سراب و ترکمنچای سر زدم و به صورت حضوری تاریخچه روستاهایشان را از ریش سفیدان آنها پرسیدم و در آخر از چند ریش سفید روستای خودمان ، تاریخچه قره بلاغ را جویا شدم . از تمامی کسانی که مرا در یافتن پاسخ پرسشهایم یاری کردند ، نهایت تشکر را دارم .

 خلاصه ای از ماحصل تحقیق حدوداً یک و نیم ساله این جانب به صورت زیر می باشد :

غالب افراد ساکن در منطقه هشترود که روستای قره بلاغ نیز از توابع آن می باشد ، از ایل کُرد شقاقی هستند . سبک زندگی این ایل به صورت عشایری بودند و در سالهای 1300 الی 1500 میلادی اطراق اولیه آنها در حوالی شهر ماردین ترکیه بود  . ییلاق آنها دشتهای قارا دره در جنوب شهر ماردین در ترکیه امروزی و قشلاق آنها در شهر حصن کیفا ترکیه کنار رود دجله بود 1 . طایفه کرد شقاقی و دیگر طوایف ترکمن ساکن در آناتولی شرقی را اصطلاحاً Boz Ulus ( ملت خاکستری ) می نامیدند 2 . بعد از پیروزی حکومت صفوی در ایران در اوایل 1500 میلادی ، بسیاری از ترکمن ها و اکراد ساکن در منطقه شرقی آناتولی به علت ارادت به خاندان صفوی و فرار از آزار و اذیت های دولت عثمانی شروع به مهاجرت به ایران نمودند 3 . بنا به نوشته شرفنامه بدلیسی شاه طهماسب صفوی به سران طایفه شقاقی که به ایران پناهنده شده بودند ، تحت عنوان سپاهیان قزلباش همراه با سایر طوایف قرار گرفتند و منطقه مغان به آنها تعلق گرفت . زبان اصلی آنها کردی کرمانجی و دین آنها سنی شافعی بودند . بعد از پناهندگی و مجاورت با شیعیان و همچنین الزام حکومت صفویه ، دین آنها شیعه اثنی عشری گردید . در زمان شاه عباس اول ، شاه برای از بین بردن قدرت قزلباشان در سال 1605 میلادی ، ایل شاهسون را ایجاد نمود و از همه خواست برای ابراز وفاداری به شاه ، به این ایل بپیوندند . شقاقی ها نیز اعلام شاهسونی کرده و به آنها پیوستند و در شهر مشکین شهر منطقه مغان ساکن شدند 4 .

در زمان سلسله افشار ، نادر شاه بعد از تاج گذاری در دشت مغان طوایف شاهسون و شقاقی را با خود به جنگ های هند ، عثمانی ، ازبکان برد و نیروهای آن با شجاعت تمام جنگیدند . او برای جلوگیری از عصیان طوایف در غیاب خود ، مهاجرت های زیادی را بر طوایف تحمیل نمود ، از جمله طوایف شقاقی را به خراسان کوچاند و یا طوایف ساکن بغداد و کرکوک و موصل را به اراک و ساوه هجرت داد و ... بعد از مرگ نادر شاه در سال 1746 میلادی شش هزار خانواده شقاقی که او به اطراف قوچان در شمال خراسان کوچانده بود شروع به بازگشت به موطنشان از راه شمال کردند ولی چون شاهسونها جای پایشان را در محل شقاقی ها محکم کرده بودند آنها لاجرم به پایین کوه سبلان یعنی سراب و میانه و هشترود حمله و در این نواحی اسکان یافتند . این مناطق قبل از حمله شقاقیان در سال 1760 میلادی در اختیار ایل افشار بود . بعد از جنگ قره چمن در 1760 میلادی که مابین کریم خان زند موسس سلسله زندیه و فتحعلی‌خان افشار آرشلو در محل روستای دورت بلاغ نزدیک روستای قره بلاغ در گرفت ، شقاقی ها با کریم خان بودند و بعد از بازگشت از جنگ از حوالی کرمانشاه و همدان و تاسیس سلسله زندیه ،  زندگی یکجا نشینی را شروع نمودند 5 . یکی از افراد این ایل بزرگ خلفه جعفر که بزرگ روستای ما نیز می باشد بود . طایفه ای بنام جعفرلو در جنوب شهرستان سراب حوالی ترکمنچای وجود دارد که هنوز هم به روش عشایری زندگی می کنند و نیای خود را خلفه جعفر می نامند .

با توجه به مطالب گفته شده و جمع بندی گفته های ریش سفیدان روستای خودمان و روستاهای همسایه ، روستای قره بلاغ حدوداً 270 الی 300 سال قدمت دارد . قبل از یکجا نشینی ، زندگی آنها به صورت عشایر بود . علت اینکه قسمتی از ایل ما بنا به گفته های ریش سفیدان روستایمان در قوچان هست به نظر من به مهاجرت اجباری نادر شاه افشار برمی گردد که تعدادی از برادران خلفه جعفر از بازگشت به موطن خود خودداری نموده و در آنجا ساکن شدند و قسمتی هم از شقاقی ها هنگام بازگشت به موطنشان که از راه شمال برای پیوستن به آزاد خان غلزای حاکم گیلان در تلاش بودند در حوالی سیاهکل و آستانه اشرفیه ماندگار شدند . مابقی به منطقه سراب آمده و بعد از فتح آن برای ماندگاری بنا به دستور خلفه جعفر ، تیره به تیره ایل از یکدیگر جدا شده و در نواحی مختلف سراب و میانه و هشترود ماندگار شدند و درست به همین دلیل هست که سبک و الگوی زندگی مردمان این مناطق خیلی خیلی بهم نزدیک هست . قبر نیای روستای ما در کوه های روستای ورنکش که جزئی از رشته کوههای بزقوش هست ، می باشد .

طوایفی که در روستای قره بلاغ وجود دارد که قسمتی از آنها باقیمانده فرزندان خلفه جعفر و قسمتی هم کسانی هستند که بعدها اضافه شدند عبارتند از 6 :

1- طایفه قهرمان : قهرمان یکی از ده ها فرزند خلفه جعفر می باشد . آنها اصالتاً قره بلاغی هستند و انسانهای خوش مشرب و خوبی هستند

2- طایفه بدر خان : بدر خان نیز یکی دیگر از فرزندان خلفه جعفر می باشد . آنها نیز اصالتاٌ قره بلاغی می باشند و از خصوصیت برجسته آنها یکدندگی و لجباز بودن هست

3- طایفه خداوردی : الهیارعلی یا الله وردی نیز یکی از ده ها فرزند خلفه جعفر می باشد . آنها هم اصالتاً قره بلاغی هستند و از خصوصیت برجسته آنها مظلوم بودن و کم حرف بودن هست

4- طایفه جلالی : جلال نیز یکی از نوادگان خلفه جعفر می باشد . آنها هم اصالتاً قره بلاغی هستند و از خصوصیت برجسته آنها مهربان بودن هست .

5- طایفه خان کیشی : آنها اصالت قره بلاغی ندارند و بعدها در قره بلاغ ساکن شدند . از خصوصیات برجسته آنها داد و ستد کننده های خوبی هستند .

6- طایفه هاشم : آنها اصالت قره بلاغی ندارند و بعدها در قره بلاغ ساکن شدند . از خصوصیات برجسته آنها یک دنده و لجباز بودن هست .

7- تلان : آنها اصالت قره بلاغی ندارند و بعدها در قره بلاغ ساکن شدند . از خصوصیات اصلی این طایفه آنها غالبا اهل دعوا هستند .

منابع :

1- کتاب نگاهی به تاریخ و فرهنگ آذربایجان ، فیروز منصوری ، چاپ 1379

2- کتاب اغوزها و ترکمن ها ، فاروق سومر ، چاپ 1376

3- کتاب شرفنامه ، شمس الدین بدلیسی ، تالیف در سال 1597 میلادی

4- کتاب تاریخ سیاسی اجتماعی شاهسون‌های مغان ، ریچارد تاپر ، چاپ 1384

5- کتاب تاریخ سیاسی اجتماعی شاهسون‌های مغان ، ریچارد تاپر ، چاپ 1384

6- تدوین شده از پاسخ های حاج ابی عبدی ، حاج محمد آقا جلالی ، حاج صمد رضوی ، حاج احمد نظامی و ...

[ دوشنبه دهم شهریور 1393 ] [ 17:32 ] [ محمود رضوی قره بلاغ ]

 

 

 

 

برای نمایش عکسها در سایز بزرگ ، روی عکسها کلیک کنید


موضوعات مرتبط: باغچه ها و طبیعت روستا، مطالب آقای فرامرز خاکپور
[ جمعه هفتم شهریور 1393 ] [ 13:29 ] [ فرامرز خاکپور قره بلاغ ]

تحقیق راجع به خصلت ها و ویژگی های مردمان قره بلاغ و خصوصیات اخلاقی و نژادی و هویتی آنها سوالات زیادی را  در ذهن به وجود می آورد که بررسی هر کدام از آنها می تواند رهگشای پیشرفت و ترقی مردمان آن در اقصی نقاط که ریشه و اصالت آنها قره بلاغی هست ، می باشد . سوالاتی که پاسخ به آنها می تواند موجب خلق آینده ای بهتر برای ما و نسل های بعدی باشد . در ذهنم من چند سوال ناجواب دارم و از همه دوستان می خواهم در یافتن پاسخ این پرسش ها یاریگر من و همه قره بلاغی هایی باشند که خواهان آینده ای بهتر برای مردمان قره بلاغ هستند  :

سوال اولم این است که چرا سطح سواد مردمان روستای ما پایین هست ؟ طبق تحقیقات و مطالعات من از حدود 5000 قره بلاغی مقیم تبریز و کرج و تهران حداکثر حدود 200 الی 300  نفر سواد دانشگاهی دارندکه غالب آنها هم از نسل جدید هستند  . با وجود آنکه قره بلاغی ها حافظه و هوش خیلی بالایی دارند و تمامی وقایع و حوادث خانواده های قره بلاغ از گذشته های خیلی دور را نیز در حافظه خود دارند و می دانند که در چه تاریخی چه اتفاقاتی برای فلان کس افتاده ، پس چرا در زمینه علم پیشرفت محسوسی نداشتند ؟ چه عللی باعث عقب ماندگی آنها در عرصه علم بوده هست ؟

سوال دوم من راجع به مشاغل قره بلاغی هاست . غالب قره بلاغی های مقیم تبریز و کرج در شغل رابیتس ، آردواز ، کار با بیل مکانیکی ، کارهای ساختمانی مانند گچ کاری و کاشی کاری و بنایی و یا نهایتا کارمند یک اداره و یا کارگر یک کارخانه هستند و با آن کسب درآمد می کنند . شغل های برتری مثل دکتر و مهندس و وکیل و کارخانه دار و حتی بازاری در میان قره بلاغی ها یا وجود ندارد و یا به ندرت هست . علل اینکه قره بلاغی ها در مشاغل سطح پایین جامعه کار می کنند چیست ؟ چرا هیچ کدام از قره بلاغی ها در مدیریت های بالایی جامعه مانند نمایندگی مجلس ، مدیر کل یا معاون یک سازمان ، شهردار یکی از مناطق ، قاضی ، مدیر کارخانه و ... نیستند ؟

سوال سوم من راجع به اقتصاد مردمان  قره بلاغی کوچ کرده در تبریز و کرج می باشد . چرا غالب قره بلاغی ها در حاشیه شهر کرج (  مثل سرآسیاب و پیک و ملارد و قشلاق و منظریه و ارم و ... ) و شهر تبریز ( قراملک ، ارم ، مارالان ، عباسی، کند رود ، آخماقیه و ... ) ساکن هستند و اغلب آنها به صورت قشر متوسط به پایین زندگی می کنند . طبق مطالعات من ، از حدود 800 خانواده قره بلاغی قدیمی و نسل جدید ساکن تبریز و کرج زندگی حداکثر 100 خانواده به صورت نسبی در رفاه هستند که غالب آنها هم از خرید و قروش زمین و ملک به ثروت رسیده اند و زندگی 700 خانواده قره بلاغی به صورت متوسط به پایین می باشد . از لحاظ کارایی جسمی ، مردمان قره بلاغی یکه تاز میدان هستند و از لحاظ هوش و حافظه هم در سطح خیلی بالایی می باشند . پس چرا سطح اقتصاد جامعه قره بلاغی پایین می باشد ؟

و سوال آخر من راجع به محاورات و گفتگوهای قره بلاغی ها با یکدیگر می باشد . غالبا وقتی قره بلاغی ها در یک محفلی مانند مهمانی ها و عروسی ها و عزاداری ها و ... با یکدیگر گفتگو می کنند ، غالب گفتگوی آنها مقایسه کارکردها و دارایی های آنان می باشد . اغلب برخوردها و محاورات به صورت مقایسه های حسادت آمیز برای فلان مدل ماشین و تعدد خانه ها و باغات و ... می باشد و جالب هست که اگر کسی از قافله این رقابت ها عقب باشد دیگر او را جزء جمع به حساب نمی آورند و به او به چشم یک نفر آواره نگاه می کنند . مگر نه اینکه تعادل در تمامی امورات بخصوص امورات اقتصادی رمز موفقیت می باشد . چرا اهمیت افراد جامعه قره بلاغی در میزان دارایی های اوست ؟ چرا ما اهمیت افراد را به داشتن آگاهی و اطلاعات و یا فضایل و خصوصیات برجسته اخلاقی نمی دهیم و هرچیزی را با دارایی های طرف مقایسه می کنیم و در دارایی های طرف مقابل اغراق نموده و خود را تحقیر می کنیم ؟ مگر پیشرفت و ترقی یک فرد فقط به امورات اقتصادی او برمی گردد؟ آیا نه اینکه انسان موقع مرگ فقط و فقط یک تکه پارچه کفن با خود برده و ما را در این بازیهای خدای کاغذی ( پول ) که سرابی بیش نیست تنها می گذارد ؟

 من از همولایتی های خودم خواهش دارم راجع به این سوالات قدری تامل نموده و سعی نماییم پاسخ های خود را بدور از احساسات بیان نماییم و با طراحی یک نقشه راه جامع و کاربردی موجبات پیشرفت تک تک افراد جامعه قره بلاغ باشیم .

در انتها لازم است از چندین ویژگی خوب قره بلاغی ها نیز تمجید کنم که سوای تمامی مسایل در ریشه و ذات مردمان آن وجود دارد که تعدادی از آنها عبارتند از :

در میان قره بلاغی ها معتاد و خانواده معتادی وجود ندارد یا خیلی بندرت یافت می شود

قره بلاغی ها سوای میزان دارایی و سواد ، در تمامی برنامه های خیر و شر  همدیگر شرکت می کنند .

قره بلاغی ها به یکدیگر احترام و تعصب خاصی قایل هستند و انسجام خاصی در میان خود دارند

نیکی سر زدن  به پدر و مادر و یاری کردن و احوالپرسی از یکدیگر را به بهانه های مختلف فراموش نمی کنند

سر زدن به بزرگتر ها و احترام قایل شدن به مهمانها و کمک کردن به نیازمندان از خصوصیات خاص مردمان آن می باشد .

میزان طلاق در خانواده های قره بلاغی بندرت اتفاق می افتد .

غالب قره بلاغی ها انسانهای مذهبی و محب اهل بیت (ع) بخصوص امام حسین (ع) و مصیبت های آن حضرت می باشند و غالبا در اکثر برنامه های مذهبی و عزاداری ها بخصوص در روزهای تاسوعا و عاشورا حضور فعالی دارند .

 زنان و دختران قره بلاغی از لحاظ حجاب ظاهری و باطنی باحیا و عفیف هستند و مردان و پسران قره بلاغی باغیرت و اهل کار و تلاش هستند گویی در ریشه و ذات آنان هست و همچنین احترام زیادی برای زنان و فرزندان خود قایلند .

[ شنبه بیست و هشتم تیر 1393 ] [ 1:43 ] [ محمود رضوی قره بلاغ ]
با نهایت تاسف و تاثر در گذشت خانم ناهیدی  همسر آقای حسن حامدان را به خانواده محترم و عزادیده تسلیت عرض  می نماییم . در این ایام که مصادف با شهادت امام علی (ع) است انشا الله که مورد رحمت و مغفرت  خداوند قرار خواهد گرفت.

[ جمعه بیست و هفتم تیر 1393 ] [ 19:43 ] [ علی برهانی قره بلاغ ]

"قابل توجه تمامی قره بلاغی های ساکن استان البرز "

مراسم باشکوه لیالی قدر

در مسجد موسی ابن جعفر(ع) 

واقع کرج - جاده ملارد - خ پیک

برگزار میگردد

از تمامی قره بلاغیهای عزیز  دعوت به عمل می آید تا با حضورشان

رونق بخش مجلس نورانی و پرفیض شبهای قدر باشند

 

 

 

 

 

[ سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393 ] [ 14:58 ] [ علی برهانی قره بلاغ ]

[ چهارشنبه چهارم تیر 1393 ] [ 22:11 ] [ علی برهانی قره بلاغ ]
[ سه شنبه سوم تیر 1393 ] [ 20:14 ] [ وحید جلالی قره بلاغ ]

 

حاج محمدتقی(نیرومند)

 

بهلول(امیر صفایی)

 

علی(جلالیان)

بشیر

(بشیری ها و ضمیری ها)

 

محمد علی(سبحانی)

 

محمد رضا(باقری)

 

گرد آوردنده:فرزاد عبدی،نوه ی دختری حاج جمشید نیرومند

منبع:حاج عبدالمحمد عبدی --- حاج حسن باقری

تهیه و تنظیم : وحید جلالی قره بلاغ

 


موضوعات مرتبط: آمار و اطلاعات فنی، مطالب آقای وحید جلالی، مطالب آقای فرزاد عبدی
برچسب‌ها: شجره نامه
[ سه شنبه سوم تیر 1393 ] [ 16:59 ] [ وحید جلالی قره بلاغ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

با عرض سلام خدمت دوستانی که این وبلاگ رامشاهده میکنند
روستای قره بلاغ یکی از روستاهای شمال غرب کشور ایران واقع در آذربایجان شرقی شهرستان هشترود(سراسکند) میباشد . دارای آب و هوای کوهستانی و سرد در فصل زمستان و هوای بسیار مطبوع و خنک در فصل تابستان میباشد از جمله روستاهای اطراف این روستا قره چمن-جداقیه -یله قارشو -آق بلاغ-کوهسار(اوشندل)-قاضی کندی-اکوز گنبدی-عمودیزج و... میباشد.
از جمله مکانهای جذاب این روستا قله یوز گلی یا گوزگولی (آینه دار)می باشد که دارای مکانی بنام پیر است.پیر مکانی مقدس برای عبادت در سینه قله یوز گلی است که اطراف آن مکان را سنگهایی طبیعی محصور کرده است .درقسمت بالای این مکان سنگی به صورت طبیعی صیقل شده وجود دارد که در زمانهای قدیم در ایامی از ماههای قمری با انعکاس نور آن روستا روشن میشده است این همان سنگی است که شبیه آینه یا همان گوزگو است.
امکانات وب